| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |

محمد میگه بهتره سرپرستی یه بچه ۴-۳ ساله رو قبول کنیم. با غصه میگه حتی اگر همین امروز هم بچهدار بشیم فاصله سنی اون بچه با پدرش ۴۲ سال خواهد بود. میگم من دلم میخواد صورت تو رو در اون بچه ببینم و تازه بچههایی که پدر و مادر مسن دارن خوشبختترن! و رابطه اتیکوس و جینلوئیز رو یادش میاندازم.
زنِ همسایه گفت: «... تو و جیم شانس آوردین که اتیکوس مسنه، جینلوئیز! اگه یک پدر سی ساله داشتین میدیدی که وضع خیلی فرق میکرد.» // قسمتی از کتاب: کشتن مرغ مینا، نوشته: هارپر لی //
بهش گفتم مهمترین معیارم برای ازدواج این بود که همسرم پدر خوبی برای بچههامون باشه و تو به نظر من بهترین پدر برای هر بچهای هستی! حتی اگر اون بچه هنوز به دنیا نیومده باشه.