امروز کابینتی پر از کیسههای نایلونی را مرتب کردم. کیسههای آسیب دیده (سوراخ و پاره) را دور انداختم. کیسههای باقیمانده را به سه دستهی کیسههای بزرگ (مناسب زباله خشک)، کیسههای کوچک (مناسب زباله تر) و کیسههای بسیار تمیز (مناسب نان و مواد غذایی) تقسیم کردم. کیسههای زباله را دور انگشت سبابهام پیچاندم و سرش را از تهش در آوردم (کاری شبیه به تا کردن جوراب) جوری که هر کدام اندازه یک گردو شدند. کیسههای تمیز نان را خیلی مرتب تا کردم و داخل کشو گذاشتم و تمام مدت به یاد «مارسیا» بودم.
«مارسیا تمام صبح روز بعد را به مرتب کردن کشویی پر از پاکتهای مقوایی و کیسههای پلاستیکی گذراند... مدتها بعد، پس از خاکسپاریِ مارسیا وقتی نورمن وارد خانهی او شد و یکی از کشوها را باز کرد در کمال تعجب دید که پر است از کیسههای پلاستیکی در اندازههای مختلف که همه مرتب تا شده و براساس اندازه و نوع دستهبندی شده بودند. نظم و ترتیبی که در چیدن کیسهها به چشم میخورد کموبیش تحسین برانگیز بود، چیز غیرمنتظرهای بود و در عین حال دقیقاً از آن کارهایی بود که از مارسیا برمیآمد.» -قسمتی از کتاب «همنوایی در پاییز» نوشته باربارا پیم-
متاسفانه علیرغم علاقهام به «لتی» هر روز بیشتر شبیه به «مارسیا» میشوم. هرروز منزویتر و عجیب و غریبتر :)
کشوی ادویهها خالی شده. یک لیست کامل از ادویههای مورد نیاز تهیه کردم. هجده مورد شدند: ۱) شوید خشک، ۲) نعنا خشک، ۳) برگ آویشن، ۴) ترخون خشک، ۵) گلپر، ۶) رزماری، ۷) تخم گشنیز، ۸) سیاهدانه، ۹) زیره سیاه، ۱۰) زیره سبز، ۱۱) فلفل سیاه، ۱۲) پاپریکا، ۱۳) سماق، ۱۴) پودر سیر، ۱۵) دارچین، ۱۶) میخک، ۱۷) هل، ۱۸) گل سرخ. برگ آویشن و زیرهی سبز و سیاهِ نکوبیده داشتم. چند ساعتی وقت گذاشتم و پودرشان کردم. برگ آویشن و زیرهی سیاه پانزده دقیقهای سابیده شدند. زیره سبز ولی بیچارهام کرد. پر از آشغال بود و تمیز کردنش خیلی طول کشید که ارزشش را داشت. عطر جالبی به غذا میدهد. تا الان فقط در عدسپلوی کشمشدار از زیرهای سبز استفاده کردهام. محمد بدش نیامده و خودم عاشقش شدهام. به محمد سپردم اگر فلفل سیاه و گل سرخ گران بود، حذفشان کند. هل را هم خودم حذف کردم. میخک هم فقط چند دانه بگیرد تا برای دستشویی خوشبوکننده درست کنیم. فلفل سیاه چرا انقدر گران شده!؟ اگر دانهی نسابیدهاش ارزانتر بود شاید دانهاش را بگیریم. همه اینها در صورتی انجام میشوند که از خواب عصر جمعه بزنیم و به عطاری برویم. وگرنه که باید همه را اینترنتی بخریم و هزینهی پست/پیکِ فروشگاه هم گردنگیرمان میشود. در عوض سبد خرید آنلاین را بهتر میشود مدیریت کرد. اگر ببینیم مبلغ کل زیاد شده میتوانیم مقادیر را کم و یا بعضی اقلام را حذف کنیم و تازه خواب عصر جمعهمان را هم داشته باشیم. خوب است با محمد صحبت کنم ببینم چقدر با اینکه تمام اینها را آنلاین بخریم مخالف است!؟