-
بوسهی الههی باروری بر صندلی اداری
چهارشنبه 6 اسفند 1404 17:25
هر کس به عنوان مسئول دفتر میاد، کمتر از دو سال باردار میشه و میره. بصورتی که در حال حاضر دو مسئول دفتر قبلی در حال گذراندن مرخصی زایمانشون هستند و مسئول فعلی هم امروز با اعلام خبر بارداریش، خوشحالمون کرد. به بابا میگم: "عجیجم، یه وقت رو اون صندلی نشینی، آبستن شی!"، می گه: "چرا که نه عجیجم! خیلی هم...
-
فیلم بوگونیا (Bugonia)
چهارشنبه 6 اسفند 1404 02:21
تا الان ایلان ماسک دوبار در گفتوگوهای رسمی گفته: «من یک فرازمینیم، ولی کسی باور نمیکند». یکی از فیلمهای امسال «بوگونیا» بود. دو جوان امریکایی که به فرازمینیها باور دارند به این نتیجه میرسند که مدیر عامل مهمترین شرکت دنیا هم یک فرازمینیه. پس میدزدنش و با شکنجه کردنش سعی میکنند ازش اعتراف بگیرن. با خودم فکر...
-
عمل پانکچر
دوشنبه 4 اسفند 1404 23:13
قرار بود روز عمل ناشتا باشم ولی درباره پرهیز غذایی قبل یا بعد از عمل دستور خاصی نداشتم. از ترس بیهوشی و اینکه ممکنه این شام، آخرین وعدهی غذایی زمینیام باشه یک پلو مرغ جانانه به همراه سالاد کلم خوردم. نهار بعد از عمل رو هم به ش کرانهی زنده موندنم با همین شکوه برگزار کردم. غافل از اینکه دکترم فراموش کرده بهم بگه:...
-
سینالاف
دوشنبه 20 بهمن 1404 02:56
امروز برای اولین بار به خودم آمپول زدم :ایموجی زورِ بازو: پینوشت: تفاوت هزینهی داروها با و بدون بیمهی تامین اجتماعی چیزی حدود ۱۶ میلیون تومن شد. ۱۶ تومن از ۲۰ تومن! اونم در حالی که حداقل حقوق چیزی حدود ۱۳-۱۴ تومنه. اولین بار بود که بیمهی تأمین اجتماعی درخشید :)
-
به کودکی که هنوز زاده نشده (1)
دوشنبه 20 بهمن 1404 02:55
خیلی دیوونهای که بهمون ملحق نمیشی! جات حسابی پیشمون خالیه... با وجود جنگ! علیرغم اندوه!
-
دوستان قبل از میلاد مسیح
پنجشنبه 16 بهمن 1404 14:19
از جذابیتهای من همین بس که در حالی که برای کمک به بهداشت روانم مدتهاست به گروه دوستانم سر نمیزنم... گوشی محمد دائم دستمه و گروه دوستان ماقبل تاریخش (دوران دبیرستان) رو چک میکنم و از عقاید شاهالهی شون حرص میخورم :/ لعنت به حاکمیتی که منتقدین محجوبش رو سرکوب کرد و اینها رو به جونمون انداخت :|
-
دکتر بازی رئالیستیک
پنجشنبه 16 بهمن 1404 05:42
۱. یکبار که برادرم به خاطر سرماخوردگی نرفته بود مدرسه، مامانم از زنداییم خواهش کرد براش گواهی پزشکی بنویسه. فرداش که برادرم گواهی رو برده بود مدرسه معلم بهش گفته بود: «امیر جان... زائیده بودی!؟» :)) ۲. پسرداییم که کوچک بود با مامانش میرفت مطب. یک روز که خونهی مادربزرگم بود به مامانم گفت: «عمه بیا دکتر بازی!». قرار...
-
تخمِ سزار
پنجشنبه 16 بهمن 1404 05:12
شام سالاد و تخممرغ پخته داشتیم. دیدم محمد داره تخممرغش رو خالی میخوره. پیشنهاد کردم با سالاد قاطیش کنه که بشه «سالاد سزار»! پیشنهادم رو رد کرد و یادآوری کرد سالاد سزار حاوی تکههای مرغه و گفت اینی که تو میگی میشه: «سالاد تخمِ سزار»!
-
پناهجوهای ایرانی
یکشنبه 5 بهمن 1404 18:25
ترکیه پیشنهاد ایجاد یک منطقهی حائل مرزی (داخل خاک ایران!) برای اسکان پناهجوهای ایرانی رو داده. هرگز فکر نمیکردم روزی برسه که عبارت «پناهجوهای ایرانی» رو از رسانهها بشنوم. چطور کسانی که با استبدادشون ایران رو به این روز رسوندن، از خجالت نمیمیرند!؟ کجان کسانی که استدلال میکردن ایران سوریه نمیشه!؟ که میگفتن «فقط...
-
لگوی بزرگسال
یکشنبه 5 بهمن 1404 02:11
دو ماهی بود که از شیرِ آب آشپزخونه به اندازهی اشک چشم آب میاومد. اول گذاشتمش پای افت فشارِ آبِ تهران. بعدتر به پمپ آب همسایه نسبتش دادم و در نهایت بهانهای شد برای مصرف مسئولانهتر آب و بهش عادت کردم. دیروز ولی محمد طغیان کرد و گفت باید درستش کنیم. سَرِ شیرِ آشپزخونه یه تنظیمکننده هست که میشه روی حالت آبپاشی یا...
-
فیلم اکتشاف (The Discovery)
شنبه 4 بهمن 1404 21:06
فیلم به عکسالعمل انسانها به یک اکتشاف دربارهی زندگی پس از مرگ میپردازه. یک موضوع درخشان با پرداخت ضعیف! :| امیدوار بودم ذهنم با ایدهای چنان جدید از زندگی پس از مرگ روبهرو بشه که تا مدتها ازش خلاصی نداشته باشه. در اوج ناامیدی ولی نویسنده در ده دقیقهی پایانی دست به دامن شکلی از تناسخ شد و با دشواری یک پایانبندی...
-
خرمالو
شنبه 4 بهمن 1404 20:55
اواخر آذرماه مامان جون به خاطر انسداد روده راهی بیمارستان شد و در جواب این سوالِ کادر درمان که ازش میپرسیدن: «چند تا خرمالو خوردین؟»، میگفت: «خیلی حسابکتاب نداره... یه روز دوتا، یه روز سه تا!». عاشق تکتک کروموزومهاییم که از مامانجون به ارث بردهام :)
-
سوغات شمال
پنجشنبه 2 بهمن 1404 23:34
کلوچههای شمال رو فراموش کنید و دفعهی بعد که به شمالِ البرز سفر کردین «دستکش ظرفشویی» بخرین! دستکشی که آبانماه از کلاردشت خریدیم، بدون ساییدگی و سوراخ هنوز داره کار میکنه!
-
املاکی
پنجشنبه 2 بهمن 1404 23:12
به هر دینی که در جهنمش یک قسمت مخصوص «املاکی ها» داشته باشه، ایمان میارم! پینوشت: باعث خجالته ولی چند روز پیش که با یه آقایی دعوام شد بهش گفتم «برررو املاکی»!
-
لوبیا چیتی و سالاد کلم
دوشنبه 29 دی 1404 03:41
چند بار محمد یادش رفته نهارش رو ببره. برای همین روی کیفش یادداشت می گذارم. یادداشت دیروزش این بود: «سلام محمد جان، مراقب باش نهارِ امروزت رو کسی نبینه وگرنه آمادگی گردن گرفتن هرگونه صدا و بویی رو داشته باش. زهرات.» نهارش چی بود!؟ لوبیا چیتی و سالاد کلم! :))
-
چیزهای کوچک اینچنینی
یکشنبه 28 دی 1404 22:37
تو این مدت مکتبخونه کار میکرد. پینوشت: دوره "آموزش مدیریت استراتژیک" آرش خلیلی نصر رو میگذرونم ولی علاوه بر قدیمی بودن مباحث از لحجهی مندرآوردی استادِ درس هم در عذابم.
-
کیفیت استدلال
یکشنبه 28 دی 1404 18:53
از شنیدن عقاید شاذ اونقدر نمیرنجم که از شنیدن استدلالهای ضعیف. مدتیه که کیفیت استلال از خود گزاره برام مهمتر شده.
-
بلاگفا
یکشنبه 28 دی 1404 18:08
فعلاً به خونهی گرم و نرم و قدیمیام تو بلاگفا دسترسی ندارم. برای پیشگیری از جنون فعلاً اینجا مینویسم. نقطه. سر خط... من در بلاگفا: http://www.matlub.blogfa.com